قدرت قیمت در پرایس اکشن RTM

اشتراک گذاری مطلب:

لینک کوتاه مطلب:

قیمت اصلی ترین فاکتور در بازار ارزهای دیجیتال است، شناخت قدرت قیمت در پرایس اکشن RTM می تواند سیگنال های مناسبی را در جهت خرید یا فروش رمز ارز مورد نظر به شما بدهد، حرکت های شارپ قیمت باید یک زنگ خطر برای تریدرها یا معامله گران حوزه رمز ارزها باشد، چرا که اگر نتواند این روند را تشخیص دهد ممکن است سرمایه خود را از دست بدهد، البته این خطر می توان یک راه فوق العاده برای جذب سرمایه چند برابری باشد، لذا جهت آشنایی با مفهوم قدرت قیمت در پرایس اکشن RTM تا پایان مقاله با ما همراه باشید.

LQ در قدرت قیمت پرایس اکشن RTM

Liquditity Spike آخرین قدرت خریداران/فروشندگان بازار cryptocurrency قبل از یک ریزش یا یک صعود بزرگ است، این مفهوم در واقع حرکت شارپ قیمت قبل از یک تغییر جهت بزرگ است، برای درک کامل این عنوان به مثال زیر توجه کنید:

هنگامی که قیمت در راه رسیدن به یک زون دچار فشردگی می شود، (برای مثال سمت زون عرضه حرکت می کند) در ادامه روند به قسمتی از نمودار می رسد که دیگر فروشنده ای وجود ندارد تا جلوی ادامه این روند را بگیرد؛ در این حالت خریداران به اصطلاح با همان سپاه نیمه جانی که دارند، هیچ مانعی را در برابر خود ندیده و با یک جهش قیمت را پرتاب می کنند اما با برخورد آن ها به یک زون اصلی فروشندگان به یکباره نابود می شوند. در اینجا فروشندگان اصلی با نابود کردن ارتش کوچک خریداران هیچ مانعی جلوی خود نمیبینند و قیمت را با قدرت به سمت پایین هل می دهند.

هرجایی از نمودار ارزهای دیجیتال که در آن جا CP در حال رخ دادن است، می توانیم LQ نیز داشته باشیم و بعد از آن قیمت با قدرت برگردد.

موارد فشردگی در پرایس اکشن RTM
CP, 3D, LQ از مهم ترین رفتارهای قیمت هنگام رسیدن به زون هستند.
وجود رفتارهای قیمتی در نمودار ارزهای دیجیتال احتمال ترید در زون ها را بالا می برد.
باید همیشه بدنبال Departure هنگام خروج از زون و CP هنگام بازگشت به زون باشید.
درصورتی که قیمت در مسیر رسیدن به زون، تمام اوردرها را مصرف کند به احتمال خیلی زیاد هنگام برخورد به زون به شدت تغییر جهت می دهد و بدون هیچ توقفی در مسیر جدید حرکت می کند.

الگوی QM عرضه و تقاضا در پرایس اکشن RTM

در الگوی QM عرضه، ابتدا قیمت یک قله می سازد بعد از آن یک کف ساخته و دوباره بالا می رود و قله بالاتر می سازد سپس با برگشت قیمت، یک کف پایین تری می سازد، در این حالت محدوده بین دو قله زون QM است. در ارتباط با QM تقاضا نیز داستان مشابه QM عرضه است، یعنی ابتدا قیمت یک کف می سازد و پس از آن بر می گردد و یک قله می سازد دوباره پایین رفته و یک کف پایین تر می سازد، در روند بعدی نیز یک سقف بالاتر را به وجود می آورد. یعنی قیمت کف خود را اینگلف کرده و در حالی که انتظار می رود پایین تر برود، بر گشته و قله قبلی را نیز به بالا اینگلف می کند.

الگوی QM الگویی است که بیشترین ضربه را به معامله گران میزند چرا که در این الگو استاپ خریداران و فروشندگان باهم زده می شود (Breakout Trader).

  •  QMای بسیار ایده آل است که وقتی قیمت آخرین اینگلف خود را انجام می دهد، یک زون authentic را هم بشکند، زونی که ماهیتش برخلاف الگوی QM است.
  • اگر یک QM تقاضا در حال شکل گرفتن باشد، قیمت باید H و یک زون authentic را نیز اینگلف کند؛ به علت قدرت بالای قیمت اگر مجددا قیمت به زون تقاضای QM برگردد، با احتمال زیادی قیمت به سمت بالا پرتاب می شود.

QML و MPL در پرایس اکشن RTM

زمانی که فاصله بین دو قله/کف زیاد باشد عملا ریسک را افزایش می دهد لذا چندان موقعیت مناسبی برای معامله نیست؛ اما برای حل این مشکل باید در الگوی QM دو محدوده برای معامله مشخص کرد.

QML: این 3 حرف مخفف QuasiModo Line است، اولین قله/کف ای است که تشکیل می شود و در آن محدوده، Base آن را به عنوان زون باید در نظر گرفت.

 

MLP: این 3 حرف مخفف Maximum Pain Level است، ناحیه ای که بیشترین درد و ناراحتی را برای معامله گران به وجود می آورد و دقیقا همانجا است که قله/کف دوم تشکیل می شود که در این صورت محدوده بیس آن را به عنوان زون باید در نظر گرفت.

  • قیمت معمولا یک واکنش به QML می دهد، سپس بازمی گردد و واکنش اصلی را به MPL می دهد.
  • QML و MPL شبیه به origin of engulf و source of engulf هستند.
  • اگر در دل یک QM بزرگ دوباره یک QM تشکیل شود و این دو ناحیه روی هم بیوفتند احتمال برگشت قیمت در این ناحیه بسیار بالا خواهد بود و آن ناحیه بسیار قدرتمند خواهد شد؛ وجود 2 QM بر روی هم می تواند این نتیجه را داشته باشد که قیمت می تواند بین QMهای عرضه و تقاضا حرکت کند و تریدرها از آن به عنوان تارگت های قیمت استفاده کنند.
  • وجود 2 QM تقاضا بر روی هم انتخاب ناحیه اشتراکی زون را قدرتمند می کند.

نکات تکمیلی در ارتباط با الگوی QM

  • در الگوی QM هر جا بین دو قله یا کف، بیس (Base) تشکیل شده بود ناحیه QML را باید همان بیس انتخاب کنید؛ چرا که این بیس در میانه راه تشکیل شده است و دارای یک H و L است که در بالا و پایین خود HH و LL را می بیند.
  • زمانی که قبل از QM یک major SR وجود داشته باشد باعث می شود قدرت قیمت قبل از رسیدن به QM گرفته شود و وقتی به QM می رسد نتواند مقاومت کند و با شدت برگردد.
  • تشکیل QM و رخ داد تئوری Big boss یک ناحیه ترید خوب را در اختیار ما قرار می دهد.
  • افزایش فاصله QM level تا MPL نمی تواند موقعیت مناسبی جهت ترید برای معامله گران نیست.
  • اعتقاد مدرس روش RTM پرایس اکشن این است که نباید هر جای بازار که LL, HH, H, L, دیده ایم بگوییم QM است و ترید کنیم بلکه این الگو باید با موج های واضح تشکیل شود و جایی که فشردگی یا تعداد موج های زیاد و تو در تو بود پیدا کردن QM اعتبار زیادی ندارد؛ همچنین مدرس معتقد است که اگر قیمت هنگام ساختن QM یک authentic zone را در مسیرش بشکند اعتبار QM بالاتر خواهد بود.
  • الگوی CAPS در واقع یک QM تشکیل می دهد.

الگو قیمتی QM در یک نگاه

در جدول زیر خلاصه ای از مراحل QM برای راحتی در مطالعه شما آورده شده است:

الگو QM
QM به نام دیگری نیز شناخته می شود، Over and under.
در این الگو معامله گران دوبار فریب می خورند.
اگر QM یک زون authentic را اینگلف کند اعتبار آن برای ترید بالاتر خواهد رفت.
رخ دادن Big boss thery قبل از رسیدن به QM احتمال برگشت قیمت از QM را بسیار بالا می برد.